ظریف یا فرانچسکو؟

در ادامه هم پیشنهادهای او به ایران بیان شده که چگونه با اعلام پیروزی، جنگ را پایان بدهد. ظریف ایران را تا اینجا پیروز جنگ میداند و معتقد است از این دست برتر در نبرد نظامی، باید در فضای دیپلماسی و برای پایان بخشیدن به جنگ استفاده کرد تا ایران بیش از این دچار خسارتهای جانی و مالی نشود. شاید از زاویهای که ظریف به سیاست بینالملل نگاه میکند، آنچه نگاشته چندان غریب نباشد، اما مشکل دقیقا همان زاویه نگاه اوست که سیاست جهان را همچنان مبتنی بر سانتیمانتالیسم حقوق بینالملل میداند و با خوشخیالی فکر میکند چهارچوبهای حقوق بینالملل میتواند مثمرثمر باشد. روی کاغذ و در کلاس درس البته حقوق بینالملل نکات جالبی دارد، اما جهان را کسانی اداره میکنند که نهتنها حقوق بینالملل نخواندهاند، بلکه اعتقادی هم به عمل بر مبنای آن ندارند.
ظریف پیشنهادهایش به مقامات ایران برای چگونگی پایاندهی پیروزمندانه به جنگ را به زبان انگلیسی و در یک رسانه آمریکایی منتشر کرده است و همین، دومین نکته عجیب یادداشت اوست. او از ایران میخواهد تنگه هرمز را باز کند، محدودیت هستهای را بپذیرد و در مقابل، لغو تحریمها و تضمین عدم تجاوز بگیرد. (لابد از جنس همان تضمینهای برجام که آمریکا یکطرفه از آن خارج شد و سالها مذاکره و امضا، چیزی دست ایران نگذاشته بود که بتواند احقاق حقی کند.) اما چرا ظریف با مقامات کشور خودمان به زبان انگلیسی و از طریق رسانه آمریکایی صحبت میکند؟ درحالیکه میتواند پیشنهادهای خود را به مقامات ایرانی در پشت پرده منتقل کند. حتی مقاله با ادبیاتی است که گویی نه یک دیپلمات ایرانی، بلکه ناظر بیطرف سومی که از بیرون به مناقشه ایران و آمریکا نگاه میکند، آن را نگاشته است. وقتی ظریف خود را تلویحاً در چنین جایگاهی تعریف میکند نباید چندان دلخور شود اگر بشنود که این مقاله برای مخاطب غربی نوشته شده تا بگوید من پیشنهادهایم به دولت خودم را دادهام و آنها نپذیرفتهاند، در ادامه میتوانید روی من حساب کنید، منی که با نظر آن مردم کف خیابان که شبها بیرون میآیند و با نظر رسمی دولت خود موافق نیستم.
در نهایت آنچه او خواسته تا ایران و آمریکا انجام دهند، این است که «ایران و ایالات متحده متعهد خواهند شد که از استفاده یا تهدید به استفاده از زور علیه یکدیگر خودداری کنند.» یعنی کاملاً ایران و آمریکا را در تجاوز به یکدیگر یکسان دانسته و بهعنوان یک دیپلمات کارکشته از کشوری که سابقه 8 سال جنگ و امور دیپلماتیک مربوط به آن را دارد، چیزی از اینکه یک پیروزی حقوقی، به رسمیت شناخته شدن کشور متجاوز بهعنوان آغازگر جنگ است، نشنیده است. درباره مقاله ظریف بیشتر هم میتوان نوشت، اما پایان مجال این یادداشت، اشاره به یک جمله ظریف باشد که گفته «این جنگ، با وجود تمام هولناکیاش، دری را بهسوی یک حلوفصل پایدار گشوده است.» و البته شاید حرجی هم نباشد. جریانی که از عاشورا، خونینترین قیام اسلام درس مذاکره میگیرد، از تجاوز آمریکا و اسرائیل به کشورش هم دری گشوده به سوی حلوفصل پایدار مخاصمهای با قدمت چند دهه و با تنوعی از تجاوزات سیاسی (مانند کودتای 28 مرداد)، اقتصادی (مانند تحریمها) و… ببیند.
ظریف تشنه برقراری رابطه با آمریکا در کویر حقوق بینالملل است و باز هم درگیر سراب شده است وگرنه که اگر هستهای را بدهیم، تنگه را باز کنیم و به منافع آمریکا حمله نکنیم که در واقع همان تسلیم شدن است و در این صورت دیگر چرا آمریکا باید با ما بجنگد؟ ظریف معادله حل و فصل تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران را طوری چیده که دیگر لازم نیست چند سال بعد مثل برجام بگوید فرانچسکو نامی در حد کارمند اتحادیه اروپا تغییراتی در متن داد که به من، یعنی طرف اصلی توافق نگفته بودند! چه آنکه خود به قدر کفایت امتیاز داده و دیگر نیازی به مداخله فرانچسکوها نیست.(منبع:کبری آسوپار -روزنامه فرهیختگان)
انتهای پیام/

برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.







ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0