چرا نباید قدرت نظامی و ژئواکونومیک خود را به صندوق رأی بیگانگان گره زد؟

۱. خطای ادراکی در تحلیل بحرانهای درونی دشمن
شکستها و جابهجایی احزاب در ایالات متحده، منازعه دموکراتها در انداختن بار ناکامیها به گردن نتانیاهو و پرونده ایران، و در کنار آن عجز رژیم صهیونیستی در تشکیل یک ساختار سیاسی باثبات، نشانههای آشکار از فرسایش و استیصال در جبهه مقابل است. اما آفت بزرگ تحلیل سیاسی در کشور، دلخوشکردن به این تلاطمها یا انتظار کشیدن برای رویکردِ «دولتِ بعدی» در واشنگتن است.
تاریخ معاصر و ماهیت نظام بینالملل اثبات کرده که تغییر بازیگران—خواه جمهوریخواه باشد یا دموکرات، تندرو باشد یا چهرههایی با پوششهای فریبنده و نمادین—تغییری در تضاد بنیادین منافع و خصومت ذاتی آنان علیه تمامیت و اقتدار ما ایجاد نخواهد کرد. خطر تهاجم، تحریم و توطئهچینی امنیتی همواره روی میز است. بنابراین، خوشبینی مفرط یا غفلت ناشی از درگیریهای داخلی حریف، سمّ مهلک تصمیمگیری راهبردی است.
۲. وزن نظامی؛ پیشران تغییر در معماری امنیتی جهان
نقطه کانونی و غفلتناپذیر ماجرا در اینجاست: ما ناظرِ دستبسته صحنه نیستیم، بلکه تغییردهنده قواعد بازی هستیم. قدرتی که امروز در عرصه دفاعی و موشکی به دست آمده، تنها کارکرد بازدارندگی در مرزها را ندارد؛ این توانمندی ساختار نظامی و امنیتی دنیا را وادار به بازتعریف خود کرده است.
امروز هیچ ائتلافسازی بینالمللی در منطقه غرب آسیا بدون احتساب قدرت آتش، توان راهبردی و نفوذ عملیاتی ما قادر به تضمین امنیت حتی برای تأسیسات و پایگاههای خود نیست. به هم ریختن محاسبات نظامی قدرتهای سنتی جهان و بیاثر ساختن سامانههای دفاعی پیشرفته غرب، یک واقعیت نظامیِ ثبتشده در تاریخ معاصر است. این اقتدارِ عینی، حریف را از موضع «تهدیدکننده پیشدستانه» به موضع «انفعال محاسباتی» کشانده است.
۳. پیوند امنیت با شریانهای اقتصاد جهانی؛ امتیاز تثبیتشده ما
گاهی این شبهه مطرح میشود که به دلیل وجود چالشهای معیشتی و برخی نارساییهای اقتصادی در داخل—که در جای خود نیازمند مدیریت، اصلاح ساختار و تدبیر جدی است—ما دست برتر اقتصادی نداریم. این یک تفکیک نادرست میان «چالشهای مدیریت داخلی» و «وزن ژئواکونومیک بینالمللی» است.
واقعیت صحنه بینالملل نشان داد که اقتدار امنیتی و توان نفوذ منطقهای ما مستقیماً به شریانهای اقتصادی دنیا گره خورده است:
– موازنه بازار جهانی انرژی،
– امنیت خطوط کشتیرانی،
– گذرگاهها و تنگههای حیاتی،
– و کریدورهای ژئواستراتژیک ترانزیتی.
ما ثابت کردهایم که میتوانیم هزینههای یکجانبهگرایی غرب را برای ساختار مالی و انرژی جهان چنان بالا ببریم که تورم جهانی و شوکهای بازارهای نفت و حملونقل کالا به متغیرِ رفتارهای امنیتی تبدیل شود. این تواناییِ برهمزدن معادلات تحمیلی غرب و تحمیل هزینههای اقتصادی به نظم سرمایهداری، یک **«اهرم ژئواکونومیک فوقالعاده»** است که باید به عنوان یک امتیاز بیبدیل تثبیت شود، نه آنکه به حاشیه رانده شود.
۴. ضرورت استفاده از فرصت گذار
در برهه زمانی حاضر که رقبا در واشنگتن و تلآویو با انفعال، شکاف داخلی و بحران تصمیمگیری روبهرو هستند، نباید زمان را به تماشای نتیجه بازی سیاسی آنان باخت. در شرایطی که حریف در موضع ضعف تاکتیکی قرار دارد، دقیقاً همان زمانی است که باید با تکیه بر مؤلفههای مقتدرانه نظامی و اهرمهای اقتصادی بینالمللی، مواضع خود را تحکیم، ساختارهای منطقهای را تثبیت و ابتکار عمل را در دست داشته باشیم.
نتیجه
قدرت واقعی ما نه در گروِ چرخش برگه رأی در واشنگتن است و نه به بنبستهای ائتلافی در تلآویو وابسته است؛ قدرت ما در میدان، برد راهبردی سلاحها و اهرم کنترل بر معادلات جهانی متولد و تثبیت شده است. تنها با درک ارزش حیاتی این دستاوردها و رهایی از انفعال فکری است که میتوان جهان را در برابر منافع ملی کشور به احترام و عقبنشینی واداشت.(منبع:سایت الف- دکتر محمود رضا امینی)
انتهای پیام/

برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.







ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0