جمهوری اسلامی یک سوءتفاهم بود؟!

پیش از این جنگ، یک تصویر غالب در ذهن بخشی از روشنفکران ما بود که «جمهوری اسلامی یک سوءتفاهم است». این گزاره را زیاد تکرار میکردند. منظور ایشان هم در کل این بود که ساختار نظام ما مطابق موادی از قانون اساسی مثل «ولایت فقیه» نمیتواند «جمهوری» باشد و «اسلامی»بودنش رانیزبه دلایلی که برمیشمردند، نمیپذیرفتند. عموم ایشان از فساد و رانت و اختلاس و فیلترینگ ناراضیاند و این را نشانهای از درستی ادعای خود میگیرند.
استدلال من این است که اگر نظام ایران سوءتفاهم بود، نمیتوانست در عرصه مقاومت ملی و نبرد میهنی و برانگیختن مردم و تابآوری اقتصادی و اقناع افکارعمومی جهان و بسیاری از رویدادهای دیگر کار را به جایی برساند که چهل روز پس از جنگ تمامعیار جهان غرب به قصد برطرفکردن این سوءتفاهم، اکنون همان جهان برای «تفاهم» با ایران در صف بایستد. یک سوءتفاهم، به هر طریق و شکلی سوءتفاهم است و ساختاری متزلزل دارد و قدرت اقناعگری ندارد. بیریشه است و حتی نمیتواند در بزنگاهها بر پایهی ناسیونالیسم- چه دینی و چه غیردینیاش- یک اجماع ملی و پیروز مقابل دشمن ایجاد کند.
ممکن است پاسخ دهند که نه! میتوان سوءتفاهم بود و بر جهانی غلبه کرد! ولی همین دوستان نمیپذیرند که لیبرالدموکراسی که بر جهان غلبه داشت، سوءتفاهم باشد و عموماً آن را یک دستاورد متعالی و راهگشای عقل بشری میدانند. لیبرالدموکراسی امریکا، اما در این جنگ به نظر مردم خود که اکثریت مخالف جنگافروزی و مشخصاً جنگ با ایران بودند، بی توجهی کرد و ارزشهای مکتب خود را نهتنها برای مردم خود پیاده نکرد، بلکه این ارزشها برای کشورهای دیگر از جمله ایران به شکل غارت منابع ملی و کشتار جمعی کودکان نمود یافت.
انتهای پیام/

برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.







ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0