تحریف تاریخ

البته اگر آقای علیزاده طباطبایی این مطالب را صرفاً از جانب خود مطرح ساخته بود، با توجه به مجموعه ویژگیهای ایشان، اصلاً نیازی به ارائه توضیحات درباره این گفتهها وجود نداشت اما از آنجا که بسیاری از گفتههای خویش را مستند به دیگرانی همچون آقای هاشمی رفسنجانی و آقای میرحسین موسوی و عدهای دیگر از مسئولان نظام در دورههای مختلف کرده و همین مسأله میتواند زمینه باورپذیری آنها را نزد عدهای فراهم آورد و چه بسا در حافظه تاریخی ایران و انقلاب نیز به همین گونه ثبت شود، لازم دیدم توضیحاتی را پیرامون دو فراز این گفتگوی مفصل ارائه کنم (به عنوان مشت نمونه خروار) تا هم برای مسئولان سایت انتخاب و هم برای عموم مخاطبان این گفتگو معلوم شود که آنچه ایشان بیان کرده نه محرمانههای جمهوری اسلامی بلکه جعلیاتی حاصل تراوشات و تصورات ذهنی خود بوده که به هر دلیل، در مخیله ایشان شکل گرفته است.
آقای علیزاده طباطبایی در بخشی از این گفتگو میگوید: «خاطره از آقای هاشمی بگم؛ روزای آخر بود یه روز بهش گفتم آقای هاشمی اختلاف شما با آقا حل شدنی نیست؟… گفتند که ببینید، من و آقای مشکینی و آقای خامنهای و آقای موسوی اردبیلی رفتیم خدمت حضرت امام و من هم از جانب این گروه صحبت کردم. گفتم آقا ما که آقای منتظری رو نتونستیم تحمل کنیم و مجبور شدیم حذفش کنیم، بعد از شما نمیتونیم مملکت رو دست آقای گلپایگانی بدیم چون قانون اساسی میگه مرجع اعلم، و بایستی یه فکری بکنیم. امام گفتند چه فکری میخواهید بکنید؟ گفتم که قانون اساسی رو اصلاح میکنیم، یه شورای سه نفره متشکل از سه تا ترک، موسوی اردبیلی، مشکینی و خامنهای میذاریم شورای رهبری، بدون این که هیچ وظیفه اجرایی داشته باشند، یه نظارت عالی داشته باشند. یک شورای تشریفاتی با نظارت عالیه. من هم میشم رئیس جمهور و مملکت رو اداره میکنیم. امام گفتند برین به همین صورت قانون اساسی رو اصلاح کنید. هاشمی گفت وقتی ما اومدیم برای اصلاح قانون اساسی، جامعه مدرسین که دنبال رهبری آقای گلپایگانی بود به رهبری فردی رأی دادند، اونجا بود که من آقای خامنهای رو مطرح کردم.»
براستی آنچه آقای علیزاده طباطبایی در همین چند جمله میگوید به قدری مغلوط و مخدوش و مجعول است که آدمی درمیماند توضیحات خود را از کجای آن آغاز کند! به هرحال سعی میکنم در چند بند، نکاتی را عرض کنم:
اول، آقای علیزاده در مورد برکناری آقای منتظری، با لحنی کاملاً غرضورزانه و جهتدار سخن گفته که البته با واقعیات همخوانی ندارد. ایشان به نقل از آقای هاشمی میگوید: «گفتم آقا ما که آقای منتظری رو نتونستیم تحمل کنیم و مجبور شدیم حذفش کنیم» این نحو بیان، دقیقاً و عیناً منطبق است بر روایت مندرج در خاطرات منتسب به آقای منتظری که در مجموع، عزل آقای منتظری را «توطئه» اطرافیان حضرت امام رحمهاللهعلیه وانمود میکند و عامل اصلی طراحی آن را آقای هاشمی رفسنجانی معرفی مینماید. در واقع آقای طباطبایی در اینجا خواسته است از زبان خود آقای هاشمی، مهر تأییدی بر روایت مندرج در خاطرات آقای منتظری علیه آقای هاشمی بزند و این البته ظلمی آشکار به آن مرحوم محسوب میشود بویژه از سوی کسی که در این گفتگو به عنوان وکیل ایشان معرفی شده است!
در ماجرای برکناری آقای منتظری مهمترین نکته این است که حضرت امام تمام تلاش خود را کردند تا چنین اتفاقی روی ندهد. کسانی که با تاریخ انقلاب آشنایی دارند، آگاهند که آقای منتظری مجموعهای از رفتارها و مکتوبات و گفتارها داشت که زمینه را برای برکناری ایشان بسیار پیشتر از فروردین ۶۸ کاملاً مهیا ساخته بود اما حضرت امام علیرغم این همه، بسیار صبوری به خرج دادند و تحمل کردند تا بلکه کار به آن نقطه نهایی نرسد. متأسفانه اصرار آقای منتظری برای ادامه دادن به راه خود در آن مسیر نادرست، سرانجام حجت را بر حضرت امام تمام کرد و ایشان برای صیانت از آینده نظام، «با دلی پرخون و قلبی شکسته … حاصل عمر» خویش را کنار گذاشتند.
انتهای پیام/

برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.







ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰